تبليغاتX
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد

تمام صحرا گورستان برادرهای من است

تمام دشت سرخ از خون برادرهای من است

و من همچنان چشم به راه برادرهایم مانده ام

و من هنوز درخت کینه را با اشکم آب می دهم

تو می گویی:صحرا یک مادر بیشتر ندارد

تو می گویی:برادرها برادرها را کشته اند

من می گویم:برادرهای قاتل برادرها را اگر ببخشم

فردا غریبه های قاتل را هم خواهم بخشید

اگر پایم به ساحل دریای آرزو نرسید

اگر دستم به کشنتگان عموهایت نرسید

وصیتم این است:ساحل را به خانه ی آخرتم بیاور

وصیتم این است:نگاه منتظرم را نا امید نکن

 

پ.ن۱:شروع مدرسه ها تسلیت!!!!!!

پ.ن۲:متن بالا به مناسبت ۸سال دفاع مقدس بود من کاری به نظام و دولت ندارم اینو فقط برای اونایی نوشتم که جونشونو واسه ایران دادن

پ.ن۳:به جنگ ربطی نداشت مگه نه؟؟؟؟؟؟

پ.ن۴:نرگس جون منو به دوتا بازی دعوت کرده که تویه ادامه مطلبه هر کی دوست داشت بخونه و ببینه دعوت شده یه سر بزنه

پ.ن۵:از متن کتاب آتش بدون دود نوشته نادر ابراهیمی بود

پ.ن۶:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16:16 توسط محبوبه |