تبليغاتX
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد
مریم بود که خدا را به زمین فرود آورد

و در چهره ی انسانش ساخت

و قیصر بود که بر صلیبش بالا برد و به چهار میخش کشاند ...

اما باز کار مریم بود ،

او خدا را از آسمان به زمین فرود آورد

و از زمین به آسمان دار بالا برد

و این بار خدا از فراز دار ، باز به آسمان تنهایی خویش صعود کرد !

 

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 13:8 توسط عاطفه |


از سوسک می ترسیم ...

از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم .

از عنکبوت می ترسیم ...

از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم .

از خوب سرخ نشدن قورمه سبزی می ترسیم ...

از سرخ شدن آدما از خجالت نمی ترسیم .

از سرما خوردگی می ترسیم ...

از سرخورده کردن دوستامون نمی ترسیم .

از شکستن لیوان می ترسیم ...

از شکستن دل آدما نمی ترسیم .

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 14:49 توسط عاطفه |


هرکسی دوتاست

و خدا یکی بود

ویکی چگونه می توانست باشد ؟

هرکسی به اندازه ای که احساسش می کنند هست

و خدا کسی که احساسش کند نداشت

عظمت ها همواره در جست و جوی چشمی است که آن را ببیند

و خوبی ها همواره نگران که آن را بفهمد

و زیبایی همواره تشنه ی دلی است که به او عشق ورزد

و قدرت نیازمند کسی است که در برابرش رام گردد

و غرور در جست و جوی غروری است که آن را بشکند

و خدا عظیم بود

و خوب

و زیبا

و پر اقتدار

و مغرور

اما کسی نداشت ...

و خدا آفریدگار بود

و چگونه می توانست نیافریند

زمین را گسترد

و آسمان ها را برکشید ...

و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود

و با نبودن چگونه توانستن بود ؟

و خدا بود و با او عدم بود

و عدم گوش نداشت

حرفهایی است برای گفتن که اگر گوشی نبود

نمی گویم و حرفهایی است برای نگفتن ...

حرفهای خوب و بزرگ و ماورایی همین هایند

و سرمایه هرکس به اندازه ی حرفهایی است که برای گفتن دارد ...

و خدا برای نگفتن حرفهای بسیار داشت

درونش از آنها سرشار بود

و عدم چگونه می توانست مخاطب او باشد ؟

و خدا بود و عدم

جز خدا هیچ نبود

در نبودن نتوانستن بود

با نبودن نتوان بودن

و خدا تنها بود

هر کسی گمشده ای دارد

و خدا گمشده ای داشت ...

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 22:39 توسط عاطفه |


پنجره را به پهنای جهان می گشایم :

 جاده تهی است . درخت گرانبار شب است .

 ساقه نمی لرزد آب از رفتن خسته است .

 تو نیستی

نوسان نیست

 تو نیستی و تپیدن گردابی است .

تو نیستی و غریو رودها گویا نیست و دره ها نا خوانا است .

 می آیی : شب از چهره ها بر می خیزد. راز از هستی می پرد .

می روی : چمن تاریک می شود و جوشش چشمه می شکند .

چشمانت را می بندی : ابهام به علف می پیچد .

سیمای تو می وزد و آب بیدار می شود می گذری و آینه نفس می کشد .

جاده تهی است .

تو باز نخواهی گشت و چشمم به راه تو نیست .

پگاه

دروگران از جاده ی روبرو سر می رسند : رسیدگی خوشه هایم را به رویا دیده اند .

 سهراب سپهری

+ نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 15:42 توسط عاطفه |


تولد

       تولد

   تولدت مبارک جیگملم!!!!!

دوست

         همه ذرات جان پیوسته با دوست،

همه اندیشه ام اندیشه اوست.

                                  نمی بینم به غیر از دوست اینجا،

خدایا این منم یا اوست اینجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

محبوبه گلم،

پانزدهمین بهار زندگیت و دوازدهمین سال دوستیمان مبارک!

صد سال به این سالا!

الهی صد ساله شی

نه صد و بیست ساله شی

نه صد و بیست سال کمه همیشه زنده باشی!!!!!!!!!For You

 

 

Yahخب حالا نوبت کادو هاس!!!!!!!!!

 

حالا بعد کادومو میدمانقد شیطون بازی در نیار!!!!!!

می دونم صدام خوبه خجالتم نده!

خب بچه ها حالا نوبت کادوهای شماست!!!!!!

هرکی باید یه جمله خوشل به محبوبه کادو بده!یادتون نره ها!!!!!!!!

اینم جمله من:

بیستون را تورس برای تو کند!!!!!!!(لبخند ژکوند حال می کنی؟)

دیگه روت زیاد می شه خیلی تحویلت بگیرم!


بچه ها به این وبلاگم سر بزنید:

http://dj-hamed-totti.blogfa.com/


سلام

قهرمانی استقلال جونم مبارک!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:1 توسط عاطفه |


هرگز از مرگ نهراسیده ام اگر چه دستانش

از ابتذال شکننده تر بود

هراس من ،

باری ، همه از مردن در سرزمینی است که

مزد گورکن از بهای آزادی آدمی افزون

باشد .............. !!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:5 توسط عاطفه |


ایمان ما

ملت ما

تاریخ فردای ما

کالبد زمان ما

به تو و خون تو محتاج است

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 16:3 توسط عاطفه |


زندگی مجذور آیینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ما

زندگی هندسه ی ساده یکسان نفس ماست

زندگی رسم خوشایندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد به اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لبه طاقچه عادت از یاد من وتو برود

سهراب سپهری

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 15:41 توسط عاطفه |


+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:17 توسط عاطفه |


آخر گشوده شد زهم آن پرده هاي راز

آخر مرا شناختي اي چشم آشنا

چون سايه ديگر از چه گريزان شوم ز تو

من هستم آن عروس خيالات دير پا

 

چشم منست اين كه در او خيره مانده اي

ليلي كه بود؟ قصه ي چشم سياه چيست؟

در فكر اين مباش كه چشمان من چرا

چون چشمهاي وحشي ليلي سياه نيست

 

در چشمهاي ليلي اگر شب شكفته بود

در چشم من شكفته گل آتشين عشق

لغزيده بر شكوفه لبهاي خامشم

بس قصه ها ز پيچ و خم دلنشين عشق

 

در بند نقش هاي سرابي و غافلي

برگرد...اين لبان من ، اين جام بوسه ها!

 

آري...چرا نگويمت اي چشم آشنا

من هستم آن عروس خيالات ديرپا

من هستم آن زني كه سبك پا نهاده است

بر گور سرد و خامش ليلي بي وفا

                                                                                                                          فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 20:5 توسط عاطفه |


تمدن، لفاف شكننده ي خطرناكي است. وقتي اين لفاف ، شكاف بردارد، بشر تبديل به يكي از جانوران  

مي شود و به درون گرداب لجنزار نخستيني مي افتد كه خود ، روزي افتخار صعود كردن از آن را داشته است.

از متن كتاب چهره هاي بي نقاب

اثر: سيدني شلدون

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 15:17 توسط عاطفه |


+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 16:32 توسط عاطفه |


زندگی در چشم من شب های بی مهتاب را ماند.

شعر من نیلوفر پژمرده در مرداب را ماند.

ابر بی باران اندوهم.

خار خشک سینه کوهم.

سال ها رفته است کز هر آرزو خالی است آغوشم.

نغمه پرداز جمال و عشق بودم

آه

حالیا. خاموش خاموشم.

یاد از خاطر فراموش!

همزبانی نیست تا گویم به زاری

ای دریغ

دیگرم مستی نمی بخشد شراب!

جام من خالی شد ست از شعر ناب!

ساز من: فریاد های بی جواب.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 17:27 توسط عاطفه |


ساحل را ديده اي كه چگونه در آينه ي آب وارونه انعكاس يافته است ؟

سر آن كه دهر بر مراد سفلگان مي چرخد اين است كه :

دنيا وارونه ي آخرت است .

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 14:24 توسط عاطفه |