تبليغاتX
بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد - بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین!

برف نو، برف نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ای بر بام.
پاکی آوردی - ای امید سپید! -
همه آلوده گی ست این ایام.
راه شومی ست می زند مطرب
تلخ واری ست می چکد در جام
اشک واری ست می کُشد لب خند
ننگ واری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم رنگ می زند رسام.

مرغ شادی به دام گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!
ره به هموارْجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن جا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب می کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ایم از کام…
خام سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف تازه، سلام!

 

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود

با بنفشه ها نشسته ام،

سال های سال،

صبح های زود.

در کنار چشمه ی سحر

سر نهاده روی شانه های یکدگر،

گیسوان خیس شان به دست باد،

چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم،

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم،

می تراود از سکوت دلپذیرشان،

بهترین ترانه،

                بهترین سرود!

مخمل نگاه این بنفسه ها،

می برد مرا سبک تر از نسیم،

از بنفشه زار باغچه،

تا بنفشه زار چشم تو که رسته در کنار هم

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود.

با همان سکوت شرمگین،

با همان ترانه ها و عطرها،

بهترین هر چه بود و هست،

بهترین هر چه هست و بود!

خوب خوب نازنین من!

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب.

بهتر از تمام شعرهای ناب!

نام تو،اگر چه بهترین سرود زندگیست

من تو را

          به خلوت خدایی خیال خود:

<<بهترین بهترین من>> خطاب می کنم،

بهترین بهترین من!

 

 

پ.ن۱:اینجا داره برف میاد!

پ.ن۲:وبلاگه من چند وقت پیش قاطی کرد م همه لینکام پرید لطف کنید اگه کسی لینکش نیس بگه دوباره بلینکم!

پ.ن۳:عکسه اولی رو از آدم برفیه خودم گرفتم!

پ.ن۴:اینجا بیستون است!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 11:38 توسط محبوبه |